کارگردان سینمای جنگ سینما را به جنگ می طلبد

– چیز زیادی از چمران نمی دانستم. حداقل نه بیشتر از آن چیزی که از تلویزیون و حرف های بزرگ تر ها دیده و شنیده بودم: یک عارف ِ دانشمند ِ چریک. اما همین حرف ها از او قهرمانی آرام و دانا در ذهنم ساخته بود. کسی که میشد رویش حساب کرد. کسی که حلال خیلی از مشکلات آن اوایل جنگ بوده، اصلا همین بس که اسمش را بعد از امام موسی صدر می آورند.

شهید-مصطفی-چمران

بعد از جشنواره و درو کردن سیمرغ ها به دست فیلم چ بیشتر ترغیب شدم که روایت حاتمی کیا از چمران را ببینم، به محض اکران با هیجان و ذوق با همسرم راهی سینما شدیم. قصه فیلم پیرامون واقعه ای تاریخی بود که کمتر از آن می دانستیم: اعلام استقلال کردستان (پاوه) در آن بحبحه ی اول انقلاب. من حتی نمی دانستم تاریخ این قضیه مربوط به پیش از جنگ است! فیلم پیش می رفت و ما همچنان منتظر حرکتی خاص از قهرمان قصه بودیم. حتی حرف و یا رفتار خاصی که فقط او از پسش بر می آید. از همه بدتر قسمتی بود که بین خودی ها جنگ لفظی در می گیرد و چمران فقط در سکوت به آن ها خیره نگاه می کند و بعد در اوج دعوا که حتی روی هم اسلحه می کشند تنها حرکتی که می کند این است که می گوید: شما بین این همه بگو مگو صدای اصل کاری (صدای اذان) را نشنیدید…. بعد همه به ناگه سکوت می کنند و دعوا تمام می شود.

در همه ی فیلم چمران شخصیت منفعل و ساکتی به نظر می رسد که بیشتر نگاه می کند تا عمل و هر کاری که می کند (چه مذاکره باشد چه یک حرکت چیریکی و چه حتی پناه دادن به انسان های بیگناه) شکست می خورد. ما نهایتا اینطور برداشت کردیم که بود و نبود او در پاوه و حل مشکل پیش آمده آنچنان موثر نبوده و اگر نمی بود فقط شاید از تعداد سخنرانی های شعاری و توضیح چرایی ِ وضعیت آن زمان کاسته می شد.

به نظر من قهرمان فیلم ج هر کسی بود، چمران نبود!

اسکار-اصغر-فرهادی

– نمی دانم شب شیشه ای بود؟ مثلث شیشه ای بود یا هر چیز شیشه ای دیگر. همان برنامه ی گفتگو محور ِ رضا رشید پور را می گویم که شب ها از شبکه تهران پخش می شد. در یکی از آن شب ها ابراهیم حاتمی کیا مهمان این برنامه بود. با هم درباره ی اینکه فیلم های اخیر آقای کارگردان چقدر ضعیف بوده (حداقل از دید مخاطبین پرتوقع او)، اینکه اصلا چرا باید سریال حلقه سبز و فیلم دعوت را می ساخته؟ اینکه این افول از فیلم به نام پدر شروع شده و … صحبت کردند. حاتمی کیا با حوصله و دقت به تمامی سوال ها پاسخ داد. خیلی ها را قبول می کرد و حق می داد. با لبخند و مهربانی انتقاد ها را می پذیرفت.

یادم هست قسمت پایانی این برنامه ی شیشه ایِ هر شبی، زمانی که رشیدپور خود به عنوان مهمان برنامه خودش درباره ی گفتگوهای شب های قبل صحبت می کرد، حاتمی کیا را مثال زد و گفت در تعجبم که چطور اینقدر با حوصله در جلو دوربین زنده به سخت ترین انتقاد ها پاسخ گفت و در پایان گفتگو پشت دوربین روی تک تک عوامل را بوسید، تشکر کرد و خارج شد.

یادم هست چقدر به خودم بالیدم از اینکه کارگردان محبوبم اینقدر با اخلاق و حرفه ای ست.

– جمعه شب گذشته حاتمی کیا مهمان برنامه هفت بود. به بهانه ی شروع هفته ی دفاع مقدس و توزیع فیلم چ در شبکه خانگی. باز هم با ذوق و با تمام خستگی در آن ساعت شب با همسر جلو تلویزیون منتظر گفتگو بودیم. شروع صحبت ها در مورد فیلم چ بود و توضیحات حاتمی کیا درباره ی روایتش از چمران و دغدغه ها و مشکلاتش. نمی خواهم در مورد جزئیات گفتگو صحبت کنم. اما چیزی اتفاق افتاد که مرا جلو تلویزیون میخکوب کرد. بعد از کمی صحبت حاتمی کیا ریز و درشت سینما را ردیف کرد و همه را به ترتیب تیرباران. از اصغر فرهادی و ساخت فیلم های جشنواره ای برای چشم آبی های آن ور آبی و دلار دلار بودجه ای که غربی ها برای این فیلم ها می دهند تا کیانوش عیاری و فیلم آبادانی ها و گیلانه ی رخشان بنی اعتماد و بعد منتقدانی که اصلا فیلم ایرانی نمی بینند و افتخارشان دیدن بی بی سی و من و تو ست! (البته اسمی از کسی برده نشد ولی توصیفات واضح بودند برای سینمایی ها) دیدنی بود داد و هوارها و چهره ی خشمناک او در قاب تلویزیون آن هم برای مایی که بیشتر به لبخندهایش عادت داشتیم!

من این عصبانیت ها را نمی فهمیدم. حداقل در این زمان نمی فهمم! چرا به یک باره همه شدند دشمن؟ همه شدند بی غیرت؟ همه بی فکر و بی دغدغه؟ حالا که بودجه ی کافی موجود است؟ الان که همایش پشت همایش، اکران پشت اکران، خبر پشت خبر است با موضوع حاتمی کیا و چ؟!! اینقدر که ما از چ و تقدیر از حاتمی کیا شنیدیم از اسکار فرهادی نشنیدیم. کم کم داشتیم شک می کردیم نکند این اسکار در دستان فرهادی فوتوشاپ است!؟

نمی دانم زمانه عوض شده؟ ما تغییر کرده ایم یا حاتمی کیا؟ ولی می دانم که کسی که جمعه شب در برنامه ی هفت داشت داد می زد آن کارگردان محبوب و باحوصله و لبخند به لبی نبود که پیش از این می شناختیم. شاید هم همیشه همینطور بوده. شاید هم ما نمی دیدیم. شاید هم…

به هر حال ما ماندیم و یک دنیا سوال تازه و قهرمان دیگری که در ذهنمان رنگ می بازد.

پا نوشت۱: فیلم چ فیلم آنچنان ضعیفی نیست. البته به نظر من در روایت قصه و شخصیت پردازی ضعف های بسیار دارد اما ارزش یک بار دیدن را دارد.

پا نوشت۲: حاتمی کیا در برنامه ی هفت حرف های خوب زیادی هم زد، اما خب…

بعد نوشت واجب: با توجه به نظرات و جواب آن ها بر خود واجب دیدم این توضیح رو بدم که من شیفته ی فرهادی و شخصیت و آثارش نیستم. از او دفاع هم نمی کنم. از برداشت خودم دفاع می کنم! خلاصه اگر فردایی دیدید که یک نقد بلند بالا از ایشان در این وبلاگ منتشر شد تعجب نکنید. 🙂

14 دیدگاه در “کارگردان سینمای جنگ سینما را به جنگ می طلبد

  1. جالبه تموم بندهای اول حرف هایی بود که من بعد دیدن فیلم به خواهرم زدم، وقتی حرف از “چ” بود ما منتظر بودیم با دیدن این فیلم میخ کوب بشیم! اما دیدن اون همه اتفاقات معمولی که چمران توش هیچ نقشی نداست و بی حاشیه حاضر بود و به قولی نبودنش هم با بودنش فرقی نداشت آدم رو متعجب می کرد!!!
    اما در خصوص بندهای پایانی؛ اول باید قبول کنیم که همه چیز تغییر می کنه و هیچ وقت ثابت نمیمونه یک زمانی بعضی انتقادات پذیرفته ست مثل همون شب تو برنامه شب شیشه ای؛ چند سال بعدش شاید اون انتقادات دیگه معنی نده. منم چ رو ضعیف دیدم، حتی به نظرم اصرارم برای دیدنش تو سینما بیخود بود اما حرفهای اون شب حاتمی کیا تو هفت رو قبول دارم.
    بحث تقدیر شدن و نشدن چ نیست، بحث اینه که تو سینمای حال حاضر ایران چه خبره، چه به سر سلیقه و فرهنگ سینمایی ایرانی اومده. سینمایی که از غرب با هدف فساد و تغییر نگاه مردم عامی وارد ایران و شرق شد بازم داره تو همون جهت حرکت میکنه؟؟؟
    پیرو این بحث باید بگم اگر نقد استاد رائفی پور رو از فیلم “جدایی نادر از سیمین” ندیدین حتما ببینین، و همین طور نقد ایشون از فیلم “جنگ جهانی زد” World War Z 2013
    اینکه امثال فرهادی تیشه میزنن به ریشه تشیع و اسلام خیلی چیز تازه ای نیست
    اینکه امثال ده نمکی تیشه میزنن به ریشه فرهنگ با ساختن امثال اخراجی ها و معراجی ها چیز تازه ای نیست اونم تو مقوله ای مثل جنگ و عقاید مذهبی و فرهنگی و گروه ها و حزب های مختلف تو ایران که کار کردن درموردشون مثل راه رفتن رو تیغ میمونه بس که حساسه
    اما چیزی که برامون تازه نیست و انگار خودمونم نمیخوایم بهش دامن بزنیم یا اگر راجع بهش شنیدیم اون رو بپذیریم اینه که چرا هیچ کس بلند نمیشه و خلافت جهت حرکت نمیکنه ، این جریان هیچ جریان خوبی نیست
    این مردم نیاز دارن به فیلمای خانم درخشنده، به فیلمایی مثل یه حبه قند و امروز که حداقلش توش یه جرعه زندگی باشه، اگرم کسی بود که بخواد نگاه ارزشی رو خوب معنی کنه و نشون بقیه بده چرا که نه ، چرا نباشه فیلمایی مثل چ و قوی تر از چ
    سلیقه فرهنگی و اصالتمون ، دین مون و مذهب مون، دیدمون و زندگی مون با کارهای امثال فرهادی به یغما میره و ما هنوز هم خوابیم ..
    ممنونم از این پست چالشی حوریه جان 🙂

    • سلام
      حرف من انتقادهای وارد یا نا ناوارد به آقای حاتمی کیا نیست. نوع برخورد با اونهاست. قاعدا منطقی نیست کسی بشینه و همه ی انتقادهایی که ازش میشه رو تایید کنه! رفتاری که من رو در برنامه ی شب شیشه ای متاثر کرد تایید نبود. اخلاق بود. متانت بود. البته باز هیچ اشکالی نداره آدم فریاد بزنه و به دیگران انتقاد کنه. اما انتقاد با تمسخر و انگ زدن و زیر سوال بردن فرق می کنه!!
      در مورد فرهادی: اصلا با شما موافق نیستم. متوجه نمیشم “تیشه زدن به ریشه ی تشیع و اسلام” در کجای فیلمش بوده. اینکه یک انگ ها و تحلیل های فضایی رو به فیلم ها بچسبونیم (مثل تحلیل آقای حاتمی کیا از فیلم گیلانه) با چیزی که من ِ مخاطب از از فیلم برداشت می کنم متفاوته. چیزی که در همه ی فیلم های فرهادی من می بینم اینه: لطفا سریع قضاوت نکن! و در همه ی فیلم هاش نگوهش دروغگویی دیده میشه. اینکه با دروغ چطور زندگیمون دچار تشویش و تعلیق میشه. (فرخ نژاد در چهارشنبه سوری، گلشیفته فراهانی در درباه الی ، معادی در جدایی، سمیر در گذشته، هیچ کدوم از این شخصیت ها در آرامش نبودند!)
      فیلم های فرهادی پر از شخصیت های درست. شخصیت هایی که خود ما هستیم. اصلا غریب و دور نیستند. در جامعه ما کم دروغ گفته میشه؟ اصلا دروغ جزء لاینفک زندگی ما شده امروز.
      من فکر می کنم یک هنرمند خوب کسی هست که من رو به فکر واداره. درگیر اثرش کنه. مهم نیست چی داره میگه، اما اگر بتونه من رو وادار کنه به چیزی که میگه فکر کنم در این صورت به رسالتش رسیده. چه اشکالی داره من حتی به این فکر کنم که آیا کار بدی بوده جنگ کردن؟ دفاع کردن؟ به این فکر کنم که من چقدر دارم در زندگیم چیزهایی رو قایم می کنم؟ به اینکه چقدر دروغ می گم؟
      کاش در مورد اینکه چطور دین و زندگیمون با کارهای فرهادی به یغما میره بیشتر توضیح بدی…

      ممنون بخاطر این نظر خوب و پرمحتوا!
      لذت بردم.
      موفق باشی

  2. خب ، بریم سراغ بحث مون =)
    عزیزم فکر کنم من منظور رو درست متوجه نشدم بس در خصوص نحوه برخورد صحبت کردی و من متوجه نشده بودم، در این خصوص حق با شماست

    من از تحلیل حاتمی کیا از گیلانه مطلع نیستم، اما خب در خصوص جدایی نادراز سیمین تا وقتی که نقد استاد رو نشنیده بودم اون هم یک نقد با ۴ لایه مختلف از موضوعات و نگاه های مختلف همین نظر رو داشتم که شما داری
    منم به جنبه مثبتش بیشتر نگاه می کردم حتی مثل خیلی از ایرانی ها، اشک تو چشمم جمع شد از لحظه اسکار گرفتن. اما سوال اینجاست که سینمای غرب و مهدی همچون آمریکا و آکادمی همچون اسکار چرا باید با تموم تفاوت های فرهنگی و سیاسی که ما با اونها داریم میون یک فیلم اسرائیلی و چند فیلم از کشورهای دیگه اسکار رو به ایران بده! این مثل این میمونه که داوران جشنواره فجر بخوان به یک فیلم آمریکایی خیلی مورد دار تو جشنواره فجرمون سیمرغ بدن!! تعجب داره خب
    اما همه اینها به کنار ولی واقعا نمیشه از نقد ماهرانه ی استاد رائفی پور گذشت
    میخوام بگم من تا قبل از گوش کردن به این نقد، اصلاً فکرشم نمیکردم تو فیلم به این سادگی این همه منظور و مفهوم نهفته باشه
    لینکش رو اینجا میزارم اگر فرصت داشتی حتما گوش بده،
    http://s5.picofile.com/file/8143197884/1339695824_416_www_masafportal_com_raefipour_daneshgah_e_emam_sadegh_tahlil_e_jodaei_e_nader_az_simin_navadoyak_khordad_bistopanjom.mp3.html
    بازم تاکید میکنم من خودم اوایل با تفکرات استاد مخالف بودم و گارد فکری می گرفتم و اصلاً جز کسایی بودم که چهارشنبه سوری رو شونصد هزار بار دیدم، درباره الی و جدایی رو سینما دیدم و حتی گذشته رو هم برای دیدن افکار جدید جناب کارگردان! نگاه کردم!
    پس اینو قبول داشته باش که به راحتی به این دید نرسیدم

    اجازه میخوام که با این خط به شدت مخالف باشم:من فکر می کنم یک هنرمند خوب کسی هست که من رو به فکر واداره. درگیر اثرش کنه. مهم نیست چی داره میگه،

    حوریه جان امروز تو زمینی زندگی نمی کنیم که کسی برای رضای خدا کار انجام بده، پشت هر عمل نیتی نهفته،
    منظورم اینه که اگر قرار باشه که هنرمندی برای انتقال بعضی مفاهیم ،دست بزاره رو خط قرمزها و نواحی حساس بعضی آدم ها و تفکرات و عقاید، باید اون رو آدم ضعیفی دونست نه هنرمند، به قول یکی از پزشکان خانوادگی مون باید ببینیم چه چیزی رو با چه چیزی عوض می کنیم! در ازای به دست آوردن یک مفهوم درست از تعالی در جامعه و تبعات دروغ نمیشه هر مدل تئوری رو پذیرفت اونم فقط به خاطر این که هدف مثلاً خوبی در پسش نهفته ست
    نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم یا نه

    خوشحالم که فضای این بحث اینجا باز شد راستش چند ماه بود میخواستم این بحث رو در وبلاگم داشته باشم اما بخاطر فضاش نمیتونستم این بحثای جدی رو داشته باشم،
    اگر به اون نقد گوش دادی و مایل بود خوشحال میشم نقد فیلم زد رو هم برات آپلود کنم، البته از سایت مصاف هم میتونی دانلودش کنی
    منتظرم

    • سلام دوست خوبم،
      از تاخیر در پاسخ ازت عذرخواهی می کنم.
      عزیزم در مورد اسکار:
      اول اینکه اگر قرار هست بخاطر اسکار گرفتن فیلمی که خودمون (با تایید و اتفاقا انتخاب حکومت!!) ناراحت بشیم و تعجب کنیم خب چرا هر سال فیلم هامون رو میفرستیم اونجا!؟ اگر انتخاب شدن بد هست چرا شرکت می کنیم؟ 🙂
      یکی از تفاوت های جشنواره فیلم فجر با آکادمی اسکار این هست که ما برای انتخاب فیلم (و کلا مجوز فیلم) فیلتر های اخلاقی و گاها سلیقه ای زیادی داریم. آکادمی اینطور فیلتر ها رو نداره قاعدا. اونها نیستند که می گن این فیلم رو برای ما بفرستید چون فرهنگ فیلم به فرهنگ مورد نظر ما می خوره، خودمون می فرستیمش!

      از لینکی که فرستادی بسیار ممنونم. صوت رو گوش کردم. خیلی برام جالب بود. من جناب رافعی پور رو نمی شناختم پیش از این. خیلی حرف دارم در جواب صحبت های ایشون. می تونم بگم در مورد تک تک ایراداتی که ایشون مطرح کردند. راستش من فیلم رو حتی خیلی یادم نبود و اتفاقا این نقد و جزئیاتی که ایشون بسیار دقیق در اورده بودند باعث شد تمام تصاویر باز برام تکرار بشه و اینبار بیشتر لذت ببرم!!
      خیلی نمی خوام وارد جزئیات بشم. اما فکر می کنم و شاید بیشتر حس می کنم که آقای رافعی پور باید به سریال های صدا و سیما خیلی علاقه داشته باشند (جدا از تکنیک های سینمایی). سریال هایی که همیشه یک دختر چادری خیلی خوب و تقریبا بی عیب و مردهای بد جنس دور از دین هستند…. و در خلاصه کلام مطلق گرایی. ایشون در چند جا از اینکه فرهادی گفته من آدم نسبی هستم و کلا از نسبی بودن ایراد گرفته بودند.
      شاید فراموش کردند که احکام دین ما پر است از نسبت! دروغ حرامه ولی مصلحت نه. نماز رو باید اینطور خواند ولی در شرایطی نه. گوشت حرام گوشتان حرامه ولی در شرایطی نخودنش حرامه…انگار همیشه شرایطی هست که نسبت به اون شرایط خیلی چیزها تغییر می کنه! ….

      بر گردیم به بحث فیلم سازی. من در کل فکر می کنم که در شرایط فعلی جامعه فیلم ساز می بایست مشکلات و دغدغه های جامعه ش رو مطرح کنه. البته مشخصه که هر کسی یک مشکلی رو می بینه و هر کسی هر مشکلی رو از چشمان خودش.
      در جامعه ما مذهب و دین چه شکلیه؟! بیشترین ترد شدگان از دین در کدام یک از اقشار جامعه ما دیده شدند؟! بیشتر آمار فرار دختران در کدام شهر ها بیشتر بوده؟ …. اینکه در فیلمی یک زن چادری وجود داره که از ترس دروغ نمیگه چیز عجیب غریبی نیست. من در دوران راهنمایی معلم دینی ای داشتم که می گفت اگر امام زمان ظهور کنه همه رو با شمشیر می کشه و خون و خونریزی به قدری هست که تا مچ اسب های امام خون جاری میشه! بعد هم ادامه می داد ما لمس کردن گردمون به تیغ شمشیر امام هم برای ما ارزشمند و غنیمت هست!!! (تصور کن ذهنیت دختر های ۱۳-۱۴ ساله از ظهور چه خواهد شد!!) کلا در آموزه های دینی مون کم ندیدم از این دست ترساندن ها!

      “حوریه جان امروز تو زمینی زندگی نمی کنیم که کسی برای رضای خدا کار انجام بده، پشت هر عمل نیتی نهفته” دین من میگه حق نداری به کسی سوء ظن داشته باشی. بله حتما پشت هر عملی نیتی نهفته است ولی تشخیص خوب یا بد بودن این نیت در حیطه ی توانایی هیچ انسانی نیست. 🙂

      اگر کسی دست گذاشت بر حساسیت ها و اعتقاداتم یعنی خوب من رو واکاوی کرده پس نقاط ضعف من رو خوب می شناسه، پس کمک می کنه من هم نقاط ضعف خودم رو کشف کنم!! پس لایق تشکر هست… تو تا بحال روایتی از هیچ کدام از ائمه و پیامبر شنیده ای که از به چالش کشیدن ناراحت بشن؟! سوال کننده رو (حتی اگر از منافق ترین و بدترین دشمنانشون هم باشه) به جواب بگذارند و یا زیر سوال ببرند که به چه حقی به حرفی که خدای حکیم یا فرستاده ی معصومش زده ایراد می گیری؟! تو می خوای دین رو خراب کنی! تو منافقی. تو ….
      قرار نیست هر تئوری ای رو بپذیریم. اما قرار هم نیست نپذیریم! بیشتر از همه مهم اینه که ببینیم چقدر درسته. چقدر با منطق ما جور در میاد. ما دقیقا چنین چیزی رو از دین یاد گرفتیم. مگه کم داریم احادیث جعلی؟! خودت بهتر می دونی نحوه ی تشخیص احادیث جعلی رو از درست.

      چقدر طولانی و فلسفی شد! :))

      عزیزم اگر موافق باشی بحث رو از اینجا خاتمه بدیم. چون شاید از حوصله خوانندگان خارج باشه. اگر باز تمایل داشتی راجع به این موضوع با هم مراوده داشته باشیم بهم ایمیل بده تا از طریقی دیگه (مثل چت و …) بیشتر صحبت کنیم.

      در مورد فیلم Z: راستش این فیلم رو ندیدم و نه حوصله و مه علاقه ای هم به این دیدن این فیلم های تازه مد شده در امریکا دارم. 😐

      از حسن توجه ت به متن هام بسیار بسیار سپاسگزارم و از هم صحبتی با تو دوست خوبم لذت می برم.

      موفق باشی

  3. و جال اینه که نقدهاش رو هم بیست و سی به عنوان یه خبر مهم پخش میکنه که یک وقت مردم از دستش ندن…حاتمی کیا خیلی وقته که افول کرده

    • من هم سبک خبر اعصاب خرد کن بیست و سی رو نمی پسندم مخصوصا آن خبر هایی رو که فقط قسمتی از حرف ها یا عکس العمل هایی رو دوست دارند پخش می کنند! مثل قضیه عطاران و حالا مثل اینکه کیارستمی!

      در مورد حاتمی کیا: بالاخره هر آدمی فراض و نشیب هایی داره در زندگی. علی دایی یک مثال مشهود هست از فراز و فرودهای مداوم. یک روز مردم به خونش تشنه اند، شیشه های مغازه هایش رو پایین می آورند، روز دیگر می شود قهرمان بی بدیل!
      قصه همان قصه ی همیشگی انسان است…

      ممنونم از نظرت

  4. من دوست ندارم اقای حاتمی کیا رو اینطور ببینم اما بنظرم ایشون از وضعیت موجود عصبانی هستن اما راه درستی رو انتخاب نکردن برای انتقاد کردن اما راجع به فیلم جدایی اقای فرهادی این فیلم قالب بندی خوبی داشت اما محتواش و تعریفش از جامعه ی امروز ایران و زن امروز ایران خالی از اشکال نبود و طبق معمول فیلم های ایرانی زن بد بخت توسری خور همیشه چادریه و زن تحصیل کرده ی روشن فکر ایرانی یه خانم که سیگار میکشه فرهنگ حاکم بر جامعه رو قبول نداره میخواد از اینجا بره تدریس میکنه اما مجبوره مقنعه بپوشه کلاس که تموم میشه همون جا سر کلاس شال میپوشه اما ما میبینیم که اساتید خانم روسری میپوشن و نیازی به نشون دادن این چیزا نبود شوهری که بد قوله عصبیه و سنتیه و…..قهرمان قصه همین خانم بودو خیلی مسائل دیگه

    • در مورد فیلم جدایی زیاد صحبت کردم…
      اتفاقا من تعریف عجیب و غریبی از جامعه ندیدم در این فیلم و اتفاقا زن های فقیر و از طبقه ی پایین جامعه ما اکثرا چادری اند! و زن های مثلا روشن فکری که دوست دارند اینجا رو برای بدست اوردن یک دنیای بهتر رها کنند معمولا غیر چادری!
      من ِ چادری از اینکه یکی مشابه من رو اینطور مستاصل و ضعیف نشون بدن ناراحت می شم. اینکه نشون بدن او پنهانکاری می کنه، دروغ میگه، پیرمردی رو به تخت می بنده تا به کارهای دیگه اش برسه! و… ناراحت می شم اما کم هم ندیدم چادری هایی رو که اتفاقا نماز اول وقت هم می خوانند اما بخاطر مقاصد شخصی حق و ناحق می کنند، دروغ می گویند، تا دلت بخواهند غیبت می کنند، تهمت می زنند و … اصلا خود من! مگر کم گناه می کم در روز؟
      هیج شخصیت و اثری نماینده کل جامعه نیست. اما درست این هست که قسمتی از جامعه باشد. واقعا باشد. سیاه و سفید نباشد. من شخصیت های فیلم های فرهادی رو در جامعه می بینم! شخصیت ها برام غریبه نیستند.

      بسیار ممنون از حسن توجهت

  5. نظر هر کس محترمه، حوریه جان،
    راستش من هم ترجیح میدم بحث رو همین جا ببندیم، چون حس میکنم ادامه این بحث به صورت نوشتاری درست نیست و منظورمون به همدیگه درست منتقل نمیشه

  6. فاطمه سخندان می‌گوید:

    این نقد خیلی خوبه که نکات مثبت و منقی رو در کنار هم قرار داده!
    به نظر من نباید تمام سینمای ایران فقط به یه مسیر برن داستان های زیادی برای گفتن داریم حتی اونایی رو که سلیقه ای قبول نداریم باید ساخته بشن تا معلوم بشه کدام فیلم حرف برای گفتن داره و تفاوت بین فیلم ها مشخص بشه چه بسا که خوب در کنار بد معنا پیدا می کنه! اینکه بیاییم همه فیلم ها رو از نظر خودمون ببریم زیر سوال و کارگردانان را طبقه بندی کنیم و فیلم رو بی ارزش کنیم که نشد نقد باید فیلم ها را تحلیل کنیم.
    وقتی فرهادی اسکار گرفت چه کسی اهمیت داد؟! اصلا اگرم این فیلم رو نپسندیدیم باید بهش احترام میذاشتیم چون این جایزه به ملت ایران بود نه به شخص فرهادی!!
    منظورم طرفداری از فرهادی نیست فقط میخوام بگم باید فضای خوب بدیم تا فیلم سازان افکار خودشون رو منعکس کنند و دغه دغه های جامعه رو نشون بدن تا حرکتی برای رفعشون انجام بشه نه اینکه تا فیلمی ساخته شد و جایزه گرفت اسمش رو بذاره سیاه نمایی!!
    همانطور که گفته شد حرف هایی خوبی هم زده شد ولی حرفای منفی پررنگتر دیده شد! چون توقعمون از آقای حاتمی کیا بیشتراز اینا بود…

    • دقیقا باهات موافقم. حتی فیلم های چیپ و به اصطلاح بازاری هم باید ساخته بشن تا فیلم های خوب (البته از نظر من) جلوه کنن.
      انتقاد خوبه ولی از همه مهم تر احترامه.
      ممنون از نظرت

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.